من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم
55,000 تومانتوجه! توجه! این آگهی، شروع یک طوفان است و معنی و مفهوم آن این است که یک زن تصمیم میگیرد کاری کند کارستان!
فرزانه، شخصیت اصلی داستان، از همان آدمهاست که همیشه قرار است از شنبه شروع کنند. شروع کنندههای خوبی که ادامه دهندههای افتضاحی هستند.کلاس آرایشگری و خیاطی و کامپیوتر و باشگاه بدنسازی را نصفه کاره رها کرده و یک دفعه تصمیم میگیرد نویسنده شود. با یک شوهر که دو دستی به باورهای مردسالارانهاش چسبیده و یک دختر دم بخت.
تبار تمدن در جهان اسلام
امروزه در ايران واژۀ «تمدن» بهويژه در آميزههاي «تمدنسازي» و «تمدن نوين ايراني اسلامي» پربسامد بهکار ميرود؛ ولي جاي شگفتي است که کسي تاکنون تبار اين کلانواژۀ بنيادين را در «جهان اسلام» نکاويده؛ تا آنجا که برخي کارشناسان آن را بهنادرست «نوساخته» در قرن سیزدهم هجری پنداشتند…
مکاشفه بهاری یک همسایه واله
لب های یوسف غنچه شدند و دود سفید را فرستادند وسط شلال های تاب خورده. یوسف سرش را تکان داد. بهار دود شد و رفت.
تنها به قدم هایش فکر می کرد و چند ساعت خوابی که قرار بود در زیرزمین حرم بزند. اسفند ماه بود و بوی بهار بیشتر از همیشه توی شهر پیچیده بود. گویا تمام درخت ها یک شال سفید رویشان جا مانده بود.
پشت دروازههای برزخ
عجیب به نظر میرسید که ابروهای یک مرد میتواند تا این اندازه بلند باشد؛ ابروهایی سفید که تا روی زمین خودشان را کشانده بودند. کلمههایی از کف دستش شروع کردند به جوشیدن؛ مثل چشمهای که از زمین میجوشد. بازتابی از آن کلمههای نورانی در چشمان رام دیده میشد. هر کلمه که از دست مرد روی زمین میافتاد، میلغزید و خودش را کشانکشان به جوی باریکی که پیادهرو و خیابان را از هم جدا میکرد، میریخت:
«به من کمک کنید.»
در هرم هوای هترا
و اکنون، من هم تجلی میکنم در آینه هزارهها. و حکایت همچنان باقی است. چه فرقی میکند این من، که
باشد ؛ ناراین در هند و یا نارینه در ارمنستان؛ و شاید هیچکدام؛ راستش، من ناژیا هستم…
ماشیح
_بلندش کن، من عاشق این صدام.
_ قدیمیه.
_قدیم…
کمی چشم بست و نفسی عمیق را به خودش هدیه داد.
_ بهتر از آینده ست، خاطره ها قابل اعتماد تر از پیش گویی هان.
گنگ خوابدیده
چرا ما باید اروپا را بشناسیم و چه نیازی به این شناخت داریم؟ ما و همۀ جهان ازآنجهت به شناخت تجدّد نیاز داریم که خانۀ وجود مردمان در تسخیر تجدّد است و تجدّد، جهان را راه میبرد و رفتار و گفتار و شیوۀ زندگی همۀ مردم جهان از تجدّد رنگ گرفته است. ما همه، مظاهر و وجهی از تجدّدیم و خود را با تجدّد و تجدّد را با نظرکردن به خود و در خودمان میتوانیم بشناسیم. نشناختن تجدّد، بیگانگی بیشتر با خویش است.
الگوریتمهای سرکوبگر
229,000 توماناین کتاب دربارهٔ قدرت الگوریتمها در زمانهٔ نئولیبرالیسم و ترفند این سامانههای دیجیتال در سرکوب هرچه بیشتر روابط اجتماعی و دراندازیِ دریافت جدیدی از نژاد است؛ چیزی که نویسنده آن را خطقرمزکشی فناورانه مینامد. صفیه نوبل نخست نشان خواهد داد که سرمایه، نژاد و جنسیت مؤلفههایی هستند که نابرابری پدید میآورند و سپس به خطقرمزکشی فناورانهای که در حال پیدایش است پرتویی میافکند.
هفت چشمه
خوشبختی همین جا بود؛ در میان نور خورشیدی که گرم و ملایم از بین پیلۀ کوه و کَلنو روی صورتهای خندانمان چشمک میزد و لبخند هفت چشمه را با انعکاس نورش به چشممان میرساند… خوشبختی من همین لحظه بود. در همین بهشت کوچکی که با تلاش و سختی فراوانی ساخته بودم و در کنار مردی که از خیلی قبلتر پشتیبان و همراهم شده بود…
آیا غنای عدهای اندک به سود همۀ ماست؟
به ما آموخته و القا کردهاند تا باور کنیم که رفاه عدۀ زیادی در بهترین حالت از رهگذر تلاش برای آراستن و پیراستن و حمایت و پاداشدهی استعدادهای عدهای اندک بهبود مییابد. معتقدیم که استعدادها ذاتا به گونهای نابرابر توزیع شدهاند؛ بدینسان برای برخی از مردم مقدر شده است که به چیزهایی دست یابند که دیگران، هرچقدر هم به سختی تلاش کنند، هرگز به آن دست نخواهند یافت.
سرباز مکتب
ماندن یک فرد روی یک پســت بالا نظامی برای چند دهه، در حوزۀ نظامی در هیچ جای دنیا مثال ندارد و بعد از شهادتش مقام معظم رهبری فرمودند: “سردارســلیمانی” اگــر ده ســال دیگــر هــم زنــده میمانــد و بنــده زنــده میماندم و بنا بود که من مشــخص بکنـــــم، او را در هـــمیــــن جــــا نــگــــه مــیداشــتم و کنــار نمیگذاشتم.
زندانبان
داستان اصلی کتاب در مورد سروان ارتش قبل از انقلاب است که به خاطر درگیری با افسری امریکائی مورد غضب مافوقهایش قرار میگیرد و به عنوان زندانبان به دوستاق (غارـ زندانی سری در مکانی ناشناخته) تبعید میشود