نمایش 9 24 36

ماهور

این رمان، اولین و کامل ترین رمانی هست که به شخصیت بی بی مریم می پردازد از بی بی مریم فقط یک دفترچه خاطرات نوشته شده یا کتابی مرتبط با خاطرات او. و تا به حال کسی رمانی مرتبط با ایشان به رشته ی تحریر در نیاورده و حدود هشت فصل از رمان به معرفی و آشنایی با شخصیت بی بی مریم نوشته شده است. همچنین به رسومات و زندگی قوم لر و مکان زندگی آنها و بریده ای از ناکامی ها و مشکلات زندگیشان پرداخته شده، آن هم در درون مایه ی عشق و شکست، به گونه ای که تاریخ با نرمی و لطافت بیان شود. من در این رمان سعی کردم فضا سازی و شخصیت پردازی قوی را ارائه بدهم آن هم در کنار تخیل و خلاقیت که جز تخیلم چیزی در نگارش این رمان یاریم نکرد.

پسر نوح

کتاب «پسر نوح» داستان تلاش‌های هنجارشکنانه سه نسل برای نجات وطن از نابودی است؛ آن هم درست در زمانی که تحریم دارو موقعیت خطیری را برای یک ملت رقم زده و آنان را به کام مرگ کشانده است. این داستان، روایت پسر نوح عصر ما و بَدان و طوفان است؛ طوفانی که این بار مرزهای منسوخ‌شده را درنوردید و جای ویرانی مقدمه آبادانی شد.

اسطوره و روایت

کتاب «اسطوره و روایت» به قلم دکتر صابر امامی، اثری پژوهشی است که به بررسی عمیق ارتباط میان اسطوره، روایت و ادبیات در ایران می‌پردازد. این کتاب با هدف تبیین ریشه‌ها، معانی و کارکردهای روایت و اسطوره در ادبیات ایرانی نگاشته شده و به دنبال آن است تا جایگاه ویژه روایت در فرهنگ و هویت ایرانی را برجسته کند.

دکتر امامی با نگاه تحلیلی به عناصر اصلی روایت و اسطوره، در پنج فصل جامع، مسیر تکاملی روایت‌پردازی در ادبیات ایران را از متون کلاسیک تا آثار معاصر بررسی می‌کند. او در این کتاب نشان می‌دهد که چگونه اسطوره‌ها، با وجود تاریخی بودنشان، همچنان در لایه‌های عمیق روایت‌های امروزی حضور دارند و درک آن‌ها می‌تواند به معنای کشف دوباره هویت فرهنگی ایران باشد.

برخی از محورهای کلیدی کتاب عبارتند از

تحلیل رویکردهای مختلف به اسطوره و نقش آن در روایت.

بازخوانی اسطوره‌های ایرانی مانند داستان سیاوش و تطبیق آن با الگوی «سفر قهرمان».

بررسی روایت‌های دینی و عرفانی در متون مولانا، حافظ و نظامی.

توجه به ادبیات معاصر فارسی و تحلیل اسطوره در آثاری نظیر «روی ماه خداوند را ببوس» مصطفی مستور و شعرهای شاملو و فروغ فرخزاد.

کتاب «اسطوره و روایت» تلاش می‌کند مخاطب را با ساختارهای بنیادی روایت آشنا کند؛ از اسطوره‌های کهن گرفته تا روایت‌های مدرن. این اثر برای پژوهشگران ادبیات، دانشجویان رشته‌های علوم انسانی، و علاقه‌مندان به شناخت عمیق‌تر از روایت ایرانی، منبعی ارزشمند و الهام‌بخش خواهد بود.

در دل آتش

برای خیلی از ما شغل فقط بخشی از روز است که باید به کاری بپردازیم تا هزینه‌های امرارمعاش خود و خانواده را تأمین کنیم؛ اما خیلی از شغل‌ها چیزی بیش از این را می‌طلبند. یکی از این مشاغل که بدون عشق نمی‌شود به سراغش رفت، شغل آتش‌نشانی است.

در دل آتش روایت زندگی انسان‌هایی است که هرکدامشان در یک دوره از زندگی بر اساس تصمیماتی که می گیرند، زندگی خودشان را دستخوش تغیراتی اساسی می‌کنند. بابور پسر آتش‌نشانی است که با عشق و علاقه زندگی و کارش را اداره می‌کند و در اجرای وظیفۀ خود حتّی از ایثار جانش نیز نمی‌گذرد. دراین‌میان او بزرگ خانوادۀ کوچک و سه‌نفری‌ای است که شامل دو برادر می‌شود. پشت‌سرگذاشتن مشکلات آن‌ها و خودش کم‌کم داستان را به میدان حوادث می‌کشاند.

روزگار ملخ

سیاوش در همة زمانها وجود دارد. سیاوش در روزگار ملخ یک زال و سپید مو است. انگار از اسطوره متولد شده است. اما آیا زمانة او پندار و گفتار و کردار نیک دارند؟ او زمینی زندگی می‌کند. اما دچار یک تغییر مهم در زندگی می‌شود. این تغییر، در نتیجه اصلِ داستانِ سیاوش (شاهنامه) در دل داستان (روزگار ملخ است).

وقتی تو آمدی

افت تحصیلی سبا بهانه‌ای می‌شود برای آغاز ارتباط صمیمانۀ او و معلمش رؤیا. افتی تحصیلی که از ارتباط سبا با کیارش و اصرار او برای ازدواج سرچشمه می‌گیرد. رؤیا قصد جلب رضایت پدر سبا را دارد؛ اما در این راه پی به عدم‌صلاحیت کیارش می‌برد.

ازطرفی شهاب، پدر سبا، در الویت‌بندی میان شغل و خانواده، بسیار ناموفق است. این مشکل باعث ایجاد مشکلات روحی و عاطفی در فرزندان، خصوصاً سبا شده است.

دراین‌میان شهاب تصمیم به ازدواج با رؤیا می‌گیرد؛ ازدواجی که بار تمام این مشکلات را بر دوش رؤیا می‌گذارد.

مرز روشنان 2

مرز روشنان جدال بین انسان ها و موجودات کهن با قدرت های ماورایی به نام آگرال هاست که قبل از انسان ها ساکن زمین بودند اما با فساد و خونریزی دچار نفرین هستی شدند و به سرزمین تاریکی به نام اپاختر رانده شدند. تنها برتری نخستین آدم در برابر موجودات کهن نیرویی به نام آسن خرد بود تا با استفاده از ان صلح را در زمین برقرار کند. نیرویی که به انسان توانایی برقراری ارتباط با نیروهای طبیعت، یکی شدن با آن و استفاده از آن را به او می داد، اما در اثر آلوده شدن به قدرت ممنوعه، آسن خرد را از دست می دهد  و روزنۀ اقتدار طبیعت به روی او بسته می شود.

انسان ها درتلاش اند تا دوباره به آسن خرد دست یابند و برای این هدف باید تعادل را در طبیعت نگه دارند و آگرال ها را به سمت اپاختر عقب رانند، آگرال هایی که هیرکان را به منظور افزایش قدرت ممنوعه خود روز به روز به سمت نابودی می کشند تا برای از بین بردن نفرین هستی و برگشتن به گیتیگ به آسن خرد دست یابند.

آخرین مرثیه

امیرکبیر، جز چند شخصیت مهم تاریخ معاصر ایران است، دستاوردها و خدمات این شخصیت بزرگ، بهانه ای شد برای نگارش مجموعه ای که در آن هر کدام از نویسندگان به ابعاد مختلف این شخصیت بپردازند.

روایت ایرانی شماره نهم

شماره نهم فصلنامه روایت ایرانی علاوه بر تأکید بر تداوم بر احیای روایت ایرانی، پرونده ویژه اش بر ادبیات داستانی کودک و نوجوان قرار گرفته است. این پرونده حاوی گفتگو و مصاحبت با بزرگان ادبیات کودک و نوجوان همچون مصطفی رحماندوست، داوود امیریان و سایرین است. مطالب بکر و جذاب این شماره را از دست ندهید.

هشت روایت از تهران سده پانزدهم

گاهي بهتر است به جاي دور ايستادن و گزارش كردن رخداد و ماجرا، آن را زندگي كنيم و اين زيستن را روايت كنيم.

همزيستي با سوژه ها و روايت اين همزيستي، فهم بهتري از سوژه ارائه مي دهد.

آنچه در اين مجموعه با آن مواجه خواهيم بود، روايت هاي همزيستانه خانم زينب يارمحمدي است از سوژه هايي كه در گوشه و كنار تهران با آنها زندگي كرده است.

چهار فصل شیدایی

نویسنده در تلاش است تا در دنیای پرهیاهو و اضطراب‌آلود و شتاب‌زدۀ امروز، جلوه‌های ویژه‌ای را در زندگی، چه در سفر و چه در شهر، به خواننده نشان دهد؛ آن‌هم با قلمی به شیوۀ ادبی و خیال‌انگیز! تا شاید بتواند او را در آن دقایقی که سر در کتاب دارد، به آرامش و بینش و جذبه‌ای از دنیا و ماورای آنچه که هست، بِکشاند. زیر باران احساس تَرش کند؛ کاری کند که دلش به حال شیطان بسوزد و سپس به خود بنگرد که مبادا ابلیس از درون او سر برآوَرد!

در سرزمین وحی، بر سر ایمان خویش بلرزد و پایش برای رفتن طواف در راه بماند. خود را به محاکمه بکشاند و زیبایی و درستی رفتارش را بسنجد.

او را بر سر دوراهی انتخاب بگذارد! غرور و شهرتش را بر بلندای اورست حس کند و شاهد پرتاب خویش باشد.

عشق و جوانی را در طبیعت بکر پشت جنگل‌های گلستان بپروراند. چشم به روی شهری‌بودن خود ببندد؛ شمیم پیچیده در کوهستان را بشناسد.

پا در میانۀ رقص دسته‌جمعی ماهی‌های چشمه‌‌علی بگذارد و از آب‌های سرد و الماس‌گونِ زشکِ زیبا بنوشد و لذّتش را در گوشه‌های دل و روح، برای آینده ذخیره سازد. به مسجدها و معابد و دیرها، سَرَک بکشد و با پیروانش درآمیزد تا خداپرستی‌اش را بیازماید!

و او در تمام فصل‌ها، بهار و تابستان و پاییز و زمستان، زندگی شورآفرین و باحرارت را ادامه خواهد داد. زردی پاییز و سرمای زمستان در او اثری واژگونه می‌گذارد. او حتّی با رخدادهای تلخ و جان‌گدازی چون کرونا، کنار آمده، از ققنوس، آتش وام می‌گیرد تا از عشق گرم گردد و امید برویاند.

ماهیرود

سرهنگ محسنی در اخرین سال خدمت خود به منطقه ای دور افتاده اعزام می‌شود. وی تصمیم می‌گیرد که سال آخر را بدون دردسر بگذراند تا بازنشسته شود ولی اتفاقاتی رخ می‌دهد که….