ورود / ثبت نام
library3
کتابخانه من
انتشارات صاد
0 محصول / 0 تومان
منو
انتشارات صاد
ورود / ثبت نام
0 محصول / 0 تومان

صفحه اصلی

داستان و روایت
پژوهش
خودنویس
روایت ایرانی
کتاب صوتی
درباره ما
خانه داستان و روایت نوجوان آتشگاه
کتاب صوتی هنر چاق بودن
هنر چاق‌بودن
بازگشت به محصولات
یادت باشد
یادت باشد
الکترونیکیصوتیکاغذی

آتشگاه

لوطک جمعیت زیادی نداشت. افتاده بود در گودی میانِ کوه آتشگاه و جنگل‌های بلوط و تپه‌ها. تا به چندمتری‌اش نمی‌رسیدی بلوطک را هم نمی‌دیدی، اما داشتن یک بازار و خانی با یک قلعه، آنجا را مهم کرده بود. از آبادی‌های اطراف آدم‌های زیادی برای خرید به بازارش می‌آمدند. علاوه بر آن، تلگراف‌خانه و چند ادارهٔ حکومتی هم با ساختمان‌های یک‌طبقه و کوچکشان در همین بلوطک بود. مردم از جاهای اطراف برای خریدن نمک، صابون، نفت و پارچه و تعمیر دوچرخه‌ها و رادیوهایشان به بازار بلوطک می‌آمدند و بازار کوچک بلوطک جواب‌گوی همه‌شان بود.

در حال حاضر این محصول در انبار موجود نیست و در دسترس نمی باشد.

افزودن به علاقه مندی
نام کتاب: آتشگاه نویسنده: احمد مدقق مترجم: - گوینده: - ناشر: صاد شابک: 8-7-94433-622-978 دسته: داستان و روایت, رمان, صوتی, نوجوان
بستن (Esc)

برجسته ترین اثر نشر صاد

"بیروط" تنها اثر ایرانی که همزمان جایزه کتاب سال و جایزه جلال آل احمد را در سال 1402 از آن خود کرد.

شما هم دوست دارید نویسنده شوید؟

نشرسرای خودنویس هرساله طی یک فراخوان ملی همه کسانی را که دارای استعداد نویسندگی هستند به خود فرا می‌خواند.

  • توضیحات
  • نظرات (0)
توضیحات

این کتاب قصه پسر نوجوانی به نام حبیب است که در بلوطک زندگی می‌کند.

در این روستان خان را روباه خطاب می‌کنند اما اگر آدم‌هایش این کلمه را بشنوند مردم را فلک می‌کنند.

حبیب و دوستش و تصمیم میگیرند خانه‌ی خان را آتش بززند اما این میان حبیب خواسته و ناخواسته درگیر ماجراهایی هیجان‌انگیز و خطرناکی می‌شود.

در کنار خط اصلی داستان ماجرایی فرعی را هم در روستای بلوطک پیش می‌گیریم و نویسنده با روایت جذاب خود خواننده را با خودش به دنیای تازه‌ای می‌برد.

حبیب با خودش فکر کرد با این عقل و هوشی که پدرش دارد، هیچ بعید نیست آتشِ رنگی را هم خودش اختراع کرده باشد.

ولی همۀ مردم بلوطک می‌دانستند این یک سنتِ خانوادگی است که نسل‌به‌نسل منتقل شده و حالا به قربان‌قصاب رسیده است.

حبیب هم چند باری از پدرش این را شنیده بود.

برای همین قربان‌قصاب بارها سعی کرده بود به حبیب یاد دهد که چطور می‌شود با گوگرد و پودرِ علف یله‌رنگ و پوستِ درخت بلوط و یک پودر ترکیبی دیگر که اسمش را گذاشته بود «پودر برقَک»، آتش‌های رنگارنگ به پا کرد.

می‌گفت: «این میراثی است که هر نسل باید به نسل بعدی یاد دهد.» اما حبیب تا هنوز خوب یاد نگرفته بود.

بیشتر از اینکه حوصله داشته باشد از هر ماده و علف و ترکیبات جورواجور در هاون بریزد و بسابد، دوست داشت موقع آتش‌زدن کنار پدرش باشد و شعله‌های رنگارنگ آتش را ببیند که چطور سمت آسمان شراره می‌کشد.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “آتشگاه” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه

الکترونیکیکاغذی

مرغی که رؤیای پرواز داشت

الکترونیکیکاغذی

من فقط یک داستان کوتاه نوشته بودم

الکترونیکیکاغذی

دوم شخص مفرد

الکترونیکیکاغذی

ما چند نفر

الکترونیکیکاغذی

سلام همسایه 2؛ کابوس هایی در دل بیداری

الکترونیکیکاغذی

در هرم هوای هترا

الکترونیکیکاغذی

آراز

الکترونیکیکاغذی

سلام همسایه 3؛ رازهای دفن شده

Saadpub Logo

اینجا کتاب بخوان!

دفتر مرکزی: تهران، ضلع جنوب شرقی مخبرالدوله(تقاطع جمهوری و سعدی)، پلاک 2

کدپستی:1143817818

شماره تماس:  6128-021

saadpub.ir saadpub.ir

تمام حقوق برای نشر صاد محفوظ است.
  • منو
  • دسته بندی ها
  • داستان و روایت
  • پژوهش
  • خودنویس
  • روایت ایرانی
  • کتاب صوتی
  • صفحه نخست
  • محصولات
  • حساب کاربری من
  • سبد خرید
  • کتاب‌های الکترونیکی من
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • ورود / ثبت نام
سبد خرید
بستن (Esc)

ورود

بستن (Esc)

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

یا

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:30)

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری
سایدبار
برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.
ورود
ورود با موبایل
ورود با ‫آدرس ایمیل
آیا هنوز عضو نشده؟ اکنون ثبت نام کنید
بازنشانی رمزعبور
ورود با موبایل
ورود با ‫آدرس ایمیل
ثبت نام
قبلا عضو شده اید؟ اکنون وارد شوید
طراحی شده با   دیجیتس
فروشگاه
کتابهای من
0 محصول سبد خرید
حساب کاربری من