ورود / ثبت نام
library3
کتابخانه من
فروشگاه صاد
0 محصول / 0 تومان
منو
فروشگاه صاد
ورود / ثبت نام
0 محصول / 0 تومان

صفحه اصلی

داستان و روایت
پژوهش
خودنویس
روایت ایرانی
کتاب صوتی
درباره ما
خانه داستان و روایت نوجوان عشق یک لبخند نیم سانتی
هیولا وارد می‌شود
هیولا وارد می‌شود
بازگشت به محصولات
رد پاهای روی آب
الکترونیکیکاغذی

عشق یک لبخند نیم سانتی

آقاجان حسابی توی فکر بود و خیره شده بود به دیوار. بیستم را نشانش دادم. دفترم را گرفت دستش و نگاهش کرد. منتظر یک عکس‌العمل شورانگیز بودم؛ اما فقط به اندازۀ نیم سانتی‌متر از هر طرف لب‌هایش کش آمد؛ به اندازۀ دو سانتی‌متر هم سر تکان داد و دفتر را داد دستم. یک‌دفعه سردم شد و فکر کردم یعنی من فقط برای نیم ‌سانتی‌متر لبخند و خوش‌حالی این‌قدر درس خواندم و نوشتم! دفتر را بستم و تصمیم گرفتم بیست را نشان بقیه ندهم.

 

در حال حاضر این محصول در انبار موجود نیست و در دسترس نمی باشد.

افزودن به علاقه مندی
نام کتاب: عشق یک لبخند نیم سانتی نویسنده: مهین سمواتی مترجم: - گوینده: - ناشر: صاد شابک: 3-79-5996-622-978 دسته: داستان و روایت, رمان, نوجوان
بستن (Esc)

برجسته ترین اثر نشر صاد

"بیروط" تنها اثر ایرانی که همزمان جایزه کتاب سال و جایزه جلال آل احمد را در سال 1402 از آن خود کرد.

شما هم دوست دارید نویسنده شوید؟

نشرسرای خودنویس هرساله طی یک فراخوان ملی همه کسانی را که دارای استعداد نویسندگی هستند به خود فرا می‌خواند.

  • توضیحات
  • نظرات (0)
توضیحات

کتاب عشق یک لبخند نیم سانتی از مجموعه داستان و روایت، اثری از مهین سمواتی است. این داستان از زبان فرشته روایت می‌شود. دختری که در یک خانواده پرجمعیت زندگی می‌کند و حسرت یک نمره بیست به دلش مانده است.

فرشته راوی داستان، دختری است که در یک خانواده پر جمعیت به دنیا آمده است. خانه آن‌ها حیاط بزرگی دارد و آدم‌های بسیاری در اتاق‌های دور حیاط زندگی می‌کنند. عمو، زن عمو و عمه‌اش هم با آن‌ها همسایه هستند.

فرشته اتفاق‌هایی را که در این خانه بزرگ برایشان رخ می‌دهد تعریف می‌کند و از زندگی‌اش و ماجراهایی که برایشان پیش می‌آید، می‌گوید. ماجرایی مثل روزی که نمره بیست گرفت و دفترش پاره شد، تمام حرف‌هایی که از پدر مادر و معلمش شنید: «ای کاش تو پسر بودی!» «یک خواهر یه این باهوشی و یکی دیگه همیشه در عالم هپروت» ، قضیه دزدی طلاهای مادرش و …

آقا جان حسابی توی فکر بود و خیره شده بود به دیوار. بیستم را نشانش دادم، دفترم را گرفت دستش و نگاهش کرد. منتظر یک عکس العمل شورانگیز بودم، اما فقط به اندازه نیم سانتی متر از هر طرف لب‌هایش کش آمد، به اندازه دو سانتی متر هم سر تکان داد و دفتر را داد دستم. یک‌دفعه سردم شد و فکر کردم یعنی من فقط برای نیم‌سانتی‌متر لبخند و خوش‌حالی این‌قدر درس خواندم و نوشتم! دفتر را بستم و تصمیم گرفتم بیست را نشان بقیه ندهم.

نظرات (0)

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “عشق یک لبخند نیم سانتی” لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولات مشابه

الکترونیکیکاغذی

بچه‌تان مبارک

الکترونیکیکاغذی

آراز

الکترونیکیکاغذی

پشت دروازه‌های برزخ

الکترونیکیکاغذی

ما چند نفر

الکترونیکیکاغذی

قلقلک

الکترونیکیکاغذی

هیولای تلخ

الکترونیکیصوتیکاغذی

پیامبر بی‌معجزه

الکترونیکیکاغذی

هفت چشمه

اینجا کتاب بخوان!

آدرس ما: تهران، خیابان انقلاب اسلامی بین ابوریحان و فلسطین، بن بست سروش، پلاک 2

شماره تماس:  66470016-021

saadpub.ir saadpub.ir

تمام حقوق برای نشر صاد محفوظ است.
  • منو
  • دسته بندی ها
  • داستان و روایت
  • پژوهش
  • خودنویس
  • روایت ایرانی
  • کتاب صوتی
  • صفحه نخست
  • محصولات
  • حساب کاربری من
  • سبد خرید
  • کتاب‌های الکترونیکی من
  • وبلاگ
  • درباره ما
  • ورود / ثبت نام
سبد خرید
بستن (Esc)

ورود

بستن (Esc)

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

یا

ارسال مجدد کد یکبار مصرف (00:30)

هنوز حساب کاربری ندارید؟

ایجاد حساب کاربری
سایدبار
برای دیدن محصولات که دنبال آن هستید تایپ کنید.
ورود
ورود با موبایل
ورود با ‫آدرس ایمیل
آیا هنوز عضو نشده؟ اکنون ثبت نام کنید
بازنشانی رمزعبور
ورود با موبایل
ورود با ‫آدرس ایمیل
ثبت نام
قبلا عضو شده اید؟ اکنون وارد شوید
طراحی شده با   دیجیتس
فروشگاه
کتابهای من
0 محصول سبد خرید
حساب کاربری من